حج و ناگفته ای از آیت الله حق شناس
هر شخص مضطري در هر مكاني كه باشد به حضرت بقيه الله متوسل شود، خود حضرت تشريف مي آورند...
با توجه به مناسبت ایام حج سال 1388 و روزهای پر برکت پیش رو با توجه به ارادت ویژه این موسسه خیریه به محضر حضرت آیت الله العضمی حق شناس و افتخار 10 سال شاگردی در جلسات معرفتی و اخلاقی ایشان من باب تذکر خالی از لطف ندیدیم خاطره ای که به نقل از ایشان در پايگاه اطلاع رساني لبيك درج گردیده بیان نمائیم....
آقاي ر- ل گفت: مرحوم حاج آقا (آيت الله حق شناس) هنگامي كه مي خواستند به مكه مشرف شوند در فرودگاه مهرآباد از پرواز جا ماندند و مجبور شدند براي پرواز بعدي، به صورت تنها اعزام شوند.
ايشان پس از پياده شدن از هواپيما در عربستان (مكه) به دليل اينكه كسي ايشان را نمي شناخت و كاروان خود را نيز گم كرده بود و ايشان نيز نمي دانست كه محل اسكان كاروان و همراهان كجاست سوار بر تاكسي مي شوند و راننده تاكسي نيز ايشان را در كنار يك كارواني پياده مي كند و در طي اين مسير برخورد احترام آميزي نيز با ايشان صورت نمي گيرد.
حتي آن كاروان جايي مثل انباري كه پياز و سيب زميني و.. در آن مكان بود را در اختيار آيت الله حق شناس قرار مي دهد و مي گويند شما زائر ما نيستي!
آيت الله حق شناس كه به دليل كهولت سن و وضعيت جسماني از يك طرف وبرخورد نامناسب افراد باايشان "مضطر" شده بودند، در همان مكان (انباري هتل) به وجود مقدس صاحب الزمان (عج) توسل پيدا مي كنند.
آيت الله حق شناس مي گويد:
تا به حضرت حجت (عج) توسل پيدا كردم، آقا (عج) تشريف آوردند، بلند شدم، تمام قد ايستادم، ايشان به من لبخندي زدند و 15 دقيقه آقا امام زمان را نگه داشتم و خدمتشان گزارش دادم كه من از پرواز جاماندم، راه را گم كردم و...با من بدرفتاري كردند به من اين چيزها را گفتند و مي گويند تو از ما نيستي ....، حضرت (عج) در طول اين مدت كه به ايشان گزارش مي دادم و درد و دل مي گفتم تمام عرايض بنده را مي شنيدند، پس از پايان عرايضم، حضرت حجت تشريف بردند، با رفتن امام زمان، ناگهان درب انباري باز شد و سر كنسول ايران در جده وارد شد و گفت كه شما كجا بوديد و ما دنبال شما بسيار گشتيم و...
سپس؛ آقاي ر- ل پس از بيان اين خاطره به نقل از آيت الله حق شناس ادامه داد:
اين در حالي بود كه هيچ كس نمي دانست آيت الله حق شناس كجا هستند سپس با عزت و احترام فراوان با ايشان برخورد مي شود و همه امكانات مهيا مي شود.
آيت الله حق شناس پس از بيان اين خاطره مي فرمودند:
هر شخص مضطري در هر مكاني كه باشد به حضرت بقيه الله متوسل شود، خود حضرت تشريف مي آورند...
آدرس خبر http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=74868
با توجه به مناسبت ایام حج سال 1388 و روزهای پر برکت پیش رو با توجه به ارادت ویژه این موسسه خیریه به محضر حضرت آیت الله العضمی حق شناس و افتخار 10 سال شاگردی در جلسات معرفتی و اخلاقی ایشان من باب تذکر خالی از لطف ندیدیم خاطره ای که به نقل از ایشان در پايگاه اطلاع رساني لبيك درج گردیده بیان نمائیم....
به گزارش پايگاه اطلاع رساني لبيك، يكي از شاگردان و دوستان نزديك فقيه عارف حضرت آيت الله حاج ميرزا عبدالكريم حق شناس در گفت وگوي تلفني خبرنگار لبيك با ايشان، خاطره اي ناگفته و درس آموز را از آن عالم رباني بيان كرد كه در ذيل از نظرتان مي گذرد:
آقاي ر- ل گفت: مرحوم حاج آقا (آيت الله حق شناس) هنگامي كه مي خواستند به مكه مشرف شوند در فرودگاه مهرآباد از پرواز جا ماندند و مجبور شدند براي پرواز بعدي، به صورت تنها اعزام شوند.
ايشان پس از پياده شدن از هواپيما در عربستان (مكه) به دليل اينكه كسي ايشان را نمي شناخت و كاروان خود را نيز گم كرده بود و ايشان نيز نمي دانست كه محل اسكان كاروان و همراهان كجاست سوار بر تاكسي مي شوند و راننده تاكسي نيز ايشان را در كنار يك كارواني پياده مي كند و در طي اين مسير برخورد احترام آميزي نيز با ايشان صورت نمي گيرد.
حتي آن كاروان جايي مثل انباري كه پياز و سيب زميني و.. در آن مكان بود را در اختيار آيت الله حق شناس قرار مي دهد و مي گويند شما زائر ما نيستي!
آيت الله حق شناس كه به دليل كهولت سن و وضعيت جسماني از يك طرف وبرخورد نامناسب افراد باايشان "مضطر" شده بودند، در همان مكان (انباري هتل) به وجود مقدس صاحب الزمان (عج) توسل پيدا مي كنند.
آيت الله حق شناس مي گويد:
تا به حضرت حجت (عج) توسل پيدا كردم، آقا (عج) تشريف آوردند، بلند شدم، تمام قد ايستادم، ايشان به من لبخندي زدند و 15 دقيقه آقا امام زمان را نگه داشتم و خدمتشان گزارش دادم كه من از پرواز جاماندم، راه را گم كردم و...با من بدرفتاري كردند به من اين چيزها را گفتند و مي گويند تو از ما نيستي ....، حضرت (عج) در طول اين مدت كه به ايشان گزارش مي دادم و درد و دل مي گفتم تمام عرايض بنده را مي شنيدند، پس از پايان عرايضم، حضرت حجت تشريف بردند، با رفتن امام زمان، ناگهان درب انباري باز شد و سر كنسول ايران در جده وارد شد و گفت كه شما كجا بوديد و ما دنبال شما بسيار گشتيم و...
سپس؛ آقاي ر- ل پس از بيان اين خاطره به نقل از آيت الله حق شناس ادامه داد:
اين در حالي بود كه هيچ كس نمي دانست آيت الله حق شناس كجا هستند سپس با عزت و احترام فراوان با ايشان برخورد مي شود و همه امكانات مهيا مي شود.
آيت الله حق شناس پس از بيان اين خاطره مي فرمودند:
هر شخص مضطري در هر مكاني كه باشد به حضرت بقيه الله متوسل شود، خود حضرت تشريف مي آورند...
آدرس خبر http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=74868
شنبه 7 آذر 1388 - 00:08:16 ارسال نظر: 0
آلبوم های تصادفی
| همایش مدایران موسسات خیریه استان تهران |
|
|
| تصاویر: 8 |
| افطاري |
|
|
| تصاویر: 6 |
| مناطق محروم شهر کرد |
|
|
| تصاویر: 9 |
موسسات همكار
سايت اطلاع رسانی موسسات خيريهموسسه خیریه روزبه زنجان
موسسه خيريه هدايت ثامن مشهد
موسسه خیریه پیام امید
موسسه خيريه محبان الائمه مشهد
موسسه خيريه عاشقان بقيع مشهد
انجمن مددكاري امام زمان اصفهان
موسسه خيريه شكوفايي شكوفه هاي مهرورزان اروميه
موسسه آئین مهرورزي تهران
شركت مهندسي نرم افزار اشاره
موسسه خيريه بنت الرسول فاطمه الزهرا(س) تهران
موسسه خیریه ارشاد شوش دانیال
مؤسسه خيريه حضرت رقيه(س) استان بوشهر
بیمارستان خیریه حضرت سیدالشهدا (ع) تهران
مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد تهران
موسسه خيريه بوي بهشت بهبهان
و...




















